معنی بهتان

معنی بهتان

4 بازدید
[ بُ ] (ع مص) دروغ بستن. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). دروغ بستن. دروغ زدن. افترا گفتن. (فرهنگ فارسی معین). افترا و بلفظ نهادن و کردن و بستن بصلهٔ لفظ «بر» مستعمل میشود. (آنندراج) (غیاث). || زور گفتن. (تاج المصادر بیهقی). || (اِ مص، اِ) زور. دروغ و افترا. (ناظم الاطباء). دروغ و افترا و تهمت. (منتهی الارب). ترفند. دروغ که آدمی را حیران کند. (ترجمان القرآن). تهمت. افترا. افک. (یادداشت بخط مؤلف): همه آویخته از دامن بهتان و دروغ چون کنه از کس گاو و چو کلیدان ز مدنگ. قریع الدهر. که او ز جملهٔ پیغمبران ایزد بود خدای داند کاین راست بود یا بهتان.فرخی. کسی که بیند صنع خدای و نشناسد بدان که هست بر او نام مردمی بهتان. عنصری. و میان زور و بهتان و زرق و دستان فرق میکند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۱۰). بوند بر سر بهتان زبان و گوش بجنگ هوا و عقل نگنجد بر سر بهتان. قطران. ز بهتان گویدت پرهیز کن وآنگه طمع را خود بگوید صدهزاران بر خدای خویش بهتانها. ناصرخسرو. چرا گویم چو حق و صدق دانم گرم هوش است خیره زور و بهتان. ناصرخسرو. معنی سخن ایزد پیغمبر داند بهتان بود ار تو بجز این گویی بهتان. ناصرخسرو. کس ننگرد همی بسوی دینت وز راستی نداند بهتانی.ناصرخسرو. چون بنی اسرائیل آن بدیدند متحیر بماندند بدانستند که آنچه میگفتند بر وی بهتان بود. (قصص الانبیاء). اندر آن چَهْ همی نگر امروز کو اسیر دروغ و بهتان است.مسعودسعد. زبان را از دروغ و فحش و بهتان و غیبت بسته گردانیدم. (کلیله و دمنه). تصنیف نهاده بر من از جهل الحق اولی است آن به بهتان.خاقانی. و بر تعجیلی که از تسویل شیران و تخییل بهتان رفته بود تأسف ها خورد. (سندبادنامه ص ۱۵۳). گذرگاه قرآن و پند است گوش به بهتان باطل شنیدن مکوش.سعدی. قدت گفتم که شمشاد است بس خجلت ببار آورد که این نسبت چرا کردیم و این بهتان چرا گفتیم. حافظ.

کلمات هم‌قافیه با «بهتان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید