معنی بهبهان

معنی بهبهان

6 بازدید
[ بِ بَ ] (اِخ) نام شهری است از بلاد فارس... که در نزدیکی رودخانهٔ خیرآباد واقع شده است. و آن ولایت بیشتر کوهستانی و رعایای آن طوایف الوارند و آن کوهستانات را کهکیلویه گویند... و از آن شهر علمای معروف برخاسته اند چون از گرمسیرات است نارنج بزرگ ممتاز در آنجا بعمل می آید و پارسی آن بمعنی به از بهتران است. (از انجمن آرا) (آنندراج). یکی از شهرستانهای ده گانهٔ استان ششم است که از طرف شمال برودخانهٔ کارون از باختر به شهرستان اهواز و خرمشهر و از جنوب به خلیج فارس و شهرستان شیراز و از خاور به شهرستان شیراز محدود است. هوای شهرستان بهبهان نسبت به موقعیت محل و بخش ها متفاوت است. بدین ترتیب که هوای شهر بهبهان با حومه و بخش بویراحمد گرم سیری است و بخش آغاجاری و گچساران گرمسیر و بخش کهکیلویه سردسیر است. آب مصرفی این شهرستان از رودخانه ها و چشمه سار تأمین میشود و چون اغلب ارتفاعات شهرستان دارای معادن گچ است لذا آب آشامیدنی آنها دارای املاح و سنگین می باشد. این شهرستان را ارتفات زیادی احاطه نموده که قسمت عمدهٔ آن در قسمت شمالی شهرستان واقع و مهم ترین آنها بقرار زیر است: ۱- کوه پس شانه به ارتفاع ۳۳۲۰ گز. ۲- کوه سردوک به ارتفاع ۳۰۲۵ گز. ۳- کوه سفید به ارتفاع ۲۷۷۰ گز. مهمترین رودخانه های شهرستان رودخانهٔ مارون است که از کویر کوه و کوه لخت ده سرچشمه گرفته و پس از مشروب نمودن آبادیهای زیادی از شهر بهبهان گذشته و در محل قامه شیخ با رودخانهٔ رامهرمز یکی شده و پس از عبور از خلف آباد در باختر بندر معشور به خلیج فارس منتهی میگردد. ۲- رودخانهٔ خیرآباد که از ارتفاعات چلخور سرچشمه گرفته پس از مشروب نمودن خیرآباد و دهستان زیدون برودخانهٔ هندیجان ملحق و پس از عبور از ده ملا و هندیجان به خلیج فارس میریزد. سازمان اداری شهرستان بهبهان دارای چهار بخش است. ۱- بخش حومهٔ شهرستان دارای دو دهستان مرکزی وزیدون. ۲- بخش گچساران که از دو دهستان زیر کوه باشت بابوئی و پشت کوه باشت بابوئی تشکیل شده است. ۳- بخش آغاجاری که فقط از لحاظ وجود نفت حائز اهمیت است و فاقد قراء و قصبات است ولی جمعیت آن قابل ملاحظه و عموماً کارگر شرکت نفت می باشند. ۴- بخش کهکیلویه که از ده دهستان بشرح زیر تشکیل شده: ۱- دهستان بویراحمد گرمسیر. ۲- دهستان بویراحمد سرحدی. ۳- دهستان بویراحمد سردسیر. ۴- دهستان بهمئی گرم سیر. ۵- دهستان بهمئی سردسیر. ۶- دهستان بهمئی سرحدی. ۷- دهستان طیبی گرم سیر. ۸- دهستان طیبی سرحدی. ۹- دهستان چرام. ۱۰- دهستان دشمن زیاری. جمع قراء این شهرستان ۴۹۷ آبادی کوچک و بزرگ و جمعیت آن در حدود ۱۵۵ هزار تن با نفوس شهر بهبهان است. آثار باستانی این شهرستان بشرح زیر است: ۱- در شهر بهبهان بنای چندین امامزاده دیده می شود که از همه مهمتر بنای امام زاده شاه فضل است که می گویند برادر حضرت رضا (ع) می باشد و ظاهراً بقعهٔ آن در حدود یکهزار سال پیش بنا شده است. ۲- بین برازجان و رام هرمز خرابه هایی وجود دارد که به عقیدهٔ کارشناسان مربوط به عهد ساسانیان است. ۳- در ارجان خرابه هایی وجود دارد که مربوط به عهد ساسانیان است. ۴- بین اسک و ارجان نیز خرابه هائی موجود است که مربوط به عهد ساسانیان است. ۵- در خیرآباد محل معروف به چهار طاق باقی ماندهٔ ابنیهٔ ساسانیان مشاهده میشود. ۶- در میدان نفت محلی را بنام معبد دوره اشکانی نام می برند. معادن: در این شهرستان معادن نسبتاً مهمی بشرح زیر دیده میشود. ۱- در بخشهای گچساران و آغاجاری و حومهٔ بهبهان معدن نفت موجود است که بوسیلهٔ شرکت نفت ایران و انگلیس بهره برداری می شد. ولی اکنون بوسیلهٔ شرکت ملی نفت ایران بهره برداری میشود. ۲- در اغلب کوه های این شهرستان معدن گچ موجود است. ۳- در ارتفاعات تجک و بعضی از ارتفاعات بخش کهکیلویه معادن گوگرد دیده میشود که هنوز بهره برداری نشده است. ۴- سنگ جهت تهیهٔ سیمان در کوههای بیلوان، ماهرو، چشم سیاه وجود دارد. ۵- در محلهای تنگ تکا، تنگ دورق و تنگ سبق معدن سنگ مومیائی یافت میشود. بخش حومهٔ بهبهان از ۵۷ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده. جمعیت آن در حدود پانزده هزار نفر است. اکثر قراء بخش در طول رودخانهٔ مارون و خیرآباد واقع است. قراء مهم آن عبارتند از: دودانگه کردستان کیکاوس، نشان و یازنان. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۶). جمعیت حوزهٔ بهبهان ۱۷۴۴۱۵ تن و مرکز آن شهر بهبهان است که ۲۹۸۸۶ تن جمعیت دارد. (از فرهنگ فارسی معین). و رجوع به مادهٔ بعد شود.
[ بِ بَ ] (اِخ) شهر بهبهان در ۳۴۹ هزارگزی جنوب خاوری اهواز واقع شده است. سکنهٔ آن در حدود ۲۴هزار تن است و یکی از شهرهای قدیمی کشور میباشد. قبل از تسلط اعراب یکی از پنج قسمت ناحیه شیراز بنام کوره قباد موسوم بوده که حکومت نشین آن را اره کان یا اره جان می نامیده اند (۱۲ هزارگزی بهبهان) و بعدها اهالی از اره جان یا ارغون به محل فعلی انتقال یافته اند. از آثار شهر قدیمی خرابه ای در کنار رودخانهٔ مارون باقی است، که گویا حمام بوده و وسعت این شهر در حدود چهارهزار متر مربع است راه های شوسهٔ آغاجاری بهبهان، گچ ساران بهبهان و بهبهان آرو از این شهر می گذرد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۶). نام قدیم آن ارجان است. و رجوع به مادهٔ قبل و شدالازار ص ۲۴۵ و مرآت البلدان ج ۱ ص ۳۰۶ و جغرافیای غرب ایران ص ۶۱، ۶۲، ۸۹، ۹۱، ۱۰۲، ۱۷۲، ۱۸۳، ۱۸۵، ۱۸۶، ۱۸۷، ۲۲۷، ۳۰۱، ۳۰۶ و ۳۲۶ شود.

کلمات هم‌قافیه با «بهبهان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید