معنی بهانهگیر
5 بازدید
[ بَ نَ / نِ ] (نف مرکب) بهانه جو. بهانه طلب. (فرهنگ فارسی معین). - امثال: علی بهانه گیر است؛ بر کسی اطلاق کنند که برای انجام هر کاری عذری آورد.
کلمات همقافیه با «بهانهگیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر