معنی بهافتاد
6 بازدید
[ بِ هْ اُ ] (مص مرکب مرخم، اِمص مرکب) بهبود. (فرهنگ رشیدی): بحکم نظر در به افتاد خویش گرفتند هریک یکی راه پیش. سعدی (از فرهنگ رشیدی). || تندرستی.
کلمات همقافیه با «بهافتاد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر