معنی بهاره
4 بازدید
[ بَ رَ / رِ ] (ص نسبی) گندم و غلات دیگر که در فصل بهار کارند. (فرهنگ فارسی معین). مقابل پائیزه... منسوب به بهار. بهاری: کشت بهاره. (فرهنگ فارسی معین). - بهاره برای کسی کاشتن؛ وعده های بسیار به او دادن. (یادداشت بخط مؤلف). || (اِ) گروه زنبوران عسل. (ناظم الاطباء) (اشتینگاس).[ بَ رَ ] (اِخ) دهی از دهستان کوهمره سرخی است که در بخش مرکزی شهرستان شیراز واقع است و ۱۱۸ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۷).
کلمات همقافیه با «بهاره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر