معنی بهاربند
5 بازدید
[ بَ بَ ] (اِ مرکب) مکان تابستانی که بالای او باز باشد و شبها اسبان در آنجا بندند و این از اهل زبان بتحقیق پیوسته. و در محاوره جایی که اسبان را در موسم بهار در آنجا بندند. (آنندراج). طویلهٔ بی سقف که در فصل بهار و تابستان چارپایان را در آن بندند. باربند. بهاربند. (فرهنگ فارسی معین). || خانهٔ هوادار که فصل بهار در آن نشینند. (آنندراج) (فرهنگ فارسی معین).[ بَ بَ ] (اِ مرکب) مکان تابستانی که بالای او باز باشد و شبها اسبان در آنجا بندند و این از اهل زبان بتحقیق پیوسته. و در محاوره جایی که اسبان را در موسم بهار در آنجا بندند. (آنندراج). طویلهٔ بی سقف که در فصل بهار و تابستان چارپایان را در آن بندند. باربند. بهاربند. (فرهنگ فارسی معین). || خانهٔ هوادار که فصل بهار در آن نشینند. (آنندراج) (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «بهاربند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ند» برای سرودن شعر