معنی بهاراندام
7 بازدید
[ بَ اَنْ ] (ص مرکب) زیبااندام. خوش اندام. (فرهنگ فارسی معین): بهاراندام سروی پیرهن چاکم چو گل دارد که رنگ ساعد او آستین را گل بدامان کرد. محمداسحاق شوکت بخاری (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «بهاراندام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر