معنی بهادر
[ بَ دُ ] (ص) شجاع و دلیر بکمال. (برهان). شجاع و دلیر. (آنندراج). شجاع و دلیر بکمال و آزموده در جنگ و متهور. (ناظم الاطباء). سخت دلاور. (شرفنامهٔ منیری). دلیر. دلاور. || قوی و پهلوان. زورمند. || سرباز. || سوار. ج، بهادران. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «بهادر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «در» برای سرودن شعر