معنی بهاءالدوله

معنی بهاءالدوله

8 بازدید
[ بَ ئُدْ دَ لَ ] (اِخ) ابونصر فیروزبن عضدالدولهٔ دیلمی از حکمرانان دیالمهٔ فارس است که در ۳۷۹ هـ . ق . حکومت داشت. (فرهنگ فارسی معین). ابونصربن عضدالدوله پادشاه دهم از سلسلهٔ دیلمی که از سال ۳۷۹ تا ۴۰۳ هـ . ق . پادشاهی کرد. (ناظم الاطباء). بهاءالدولهٔ دیلمی. شهرت بهاءالدوله ابونصر خسروفیروز... پسر عضدالدولهٔ دیلمی. وی بعد از برادر خویش شرف الدولهٔ دیلمی در بغداد به سلطنت نشست... و پس از وفات صمصام الدولهٔ دیلمی بر اهواز نیز دست یافت. عاقبت فارس را نیز از فرزندان عزالدولهٔ دیلمی بازستاند. آخر در ارجان فارس بمرض صرع وفات یافت و جنازه اش را بنا به وصیت خودش به نجف بردند. (دایرة المعارف فارسی).
[ بَ ئُدْ دَ لَ ] (اِخ) علی بن ابوالحسن بن مسعودبن مودود از خاندان غزنویان که در ۴۴۰ هـ . ق . حکومت کرده است. (فرهنگ فارسی معین). رجوع به علی و طبقات السلاطین اسلام لین پول ص ۲۵۹ شود.
[ بَ ئُدْ دَ لَ ] (اِخ) علی بن احمد جامجی. از اوایل جوانی در ارتقای مدارج ملک و دولت و ارتفاع اعلام حشمت مجهود خود مبذول فرمود، تا آخر به اولین پایه از مراتب دولت که همت به اکتساب آن مصروف داشت، برسید. آنچه در ایام شهامت او کفایت شده، هرگز در بلاد هند کسی نشان نداده است و در ضمیر هیچ کس نگذشته است و یکی از این جمله فتح جاجنگر است. او راست: پیش کار تو ای مبارک ایام وی مقبل روزگار شادی فرجام مپسند که رانه و مبشر باشند کز تیغ تو صد رانه مبشر شد نام. ایضاً: زین پیش ز ما بود اگر بخشیدن هر بیتی را خانهٔ زر بخشیدن اکنون چو دل و خزینه پر گشت و تهی مائیم و زبان و ... خر بخشیدن. (از لباب الالباب چ سعید نفیسی ص ۱۰۳ - ۱۰۶).
[ بَ ئُدْ دَ لَ ] (اِخ) منصوربن دبیس مکنی به ابی کامل، سومین از امرای بنی مزید درمله متوفی در سال ۴۷۹ هـ . ق . (از طبقات السلاطین اسلام ص ۱۰۸).

کلمات هم‌قافیه با «بهاءالدوله»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «له» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید