معنی بنیساج
5 بازدید
[ بَ ] (اِخ) حکامی که از سال ۲۶۸ تا حدود ۳۱۸ هـ . ق . در آذربایجان حکمرانی کردند. ابوالساج دیوداد که حکمران کوفه و اهواز بود تا سال فوت خود یعنی سنهٔ ۲۶۶ هـ . ق . این مقام را داشت و پسرش محمد، حاکم حجاز بود ولی در سال ۲۶۹ هـ . ق . والی انبار و در سال ۲۷۶ هـ . ق . حکمران آذربایجان شد و در این حکومت اخیر خود، ارمنستان را هم بسال ۲۸۵ هـ . ق . ضمیمهٔ حوزهٔ فرمانفرمایی خویش نمود. در سال ۳۱۹ هـ . ق . حکومت آذربایجان نصیب مفلح یکی از موالیان یوسف شد و سلسلهٔ بنی ساج رو بضعف رفت و کمی بعد بدست حکام عباسی انقراض یافت. اولین آنها ابوالساج داود و آخرینشان ابوالمسافر الفتح بن محمد است. (از طبقات السلاطین صص ۱۱۳ -۱۱۴). رجوع به فرهنگ فارسی معین شود.
کلمات همقافیه با «بنیساج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اج» برای سرودن شعر