معنی بنیان کردن
4 بازدید
[ بُ کَ دَ ] (مص مرکب) بنیاد کردن. بنیاد نهادن : دین حق را مردمی دان جانْش علم و تن عمل عاقلان مر بام حکمت را همین بنیان کنند. ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «بنیان کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر