معنی بنیاد ریختن
5 بازدید
[ بُ تَ ] (مص مرکب) خراب کردن. منهدم ساختن. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «بنیاد ریختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر