معنی بنگرنگ
6 بازدید
[ بَ رَ ] (اِ مرکب) ضیق النفس. (ناظم الاطباء). ضیق النفس. تنگی نفس. (فرهنگ فارسی معین). || (ص مرکب) گرفتار ضیق النفس. (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «بنگرنگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نگ» برای سرودن شعر