معنی بنچاق
6 بازدید
[ بُ ] (ترکی، اِ) قباله. سند ملک. || سند (در تداول دفاتر رسمی). سندی که بموجب آن معامله ای رسمی انجام گرفته و سندی که نشان دهندهٔ انجام معامله ای است. و آن جز سند مالکیت است.
کلمات همقافیه با «بنچاق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اق» برای سرودن شعر