معنی بنوعمار
6 بازدید
[ بَ عَ مْ ما ] (اِخ) خاندانی از مغرب، در زمان خلفای فاطمی به مصر آمدند و پیوسته با آنها بودند و بالاخره در طرابلس حکومت مستقل یافتند و موجب آبادی و رونق آن شهر گردیدند. امین الدوله حسن شیعی قاضی طرابلس پس از درگذشت حاکم فاطمین شهر طرابلس را مرکز علمی خود ساخت و در آنجا کتابخانه ای تأسیس کرد. پس از امین الدوله برادرزاده اش ابوالحسن جانشین او شد و در سال ۴۹۲ هـ . ق . درگذشت. ابوعلی فخرالملک عماربن محمد برادر امین الدوله پس از وی جانشین ابوالحسن گردید. ولی وی گرفتار عیسویان شد و در سال ۵۰۱ هـ . ق . فخرالملوک مجبور شد به بغداد رفته و از سلطان محمد سلجوقی استعانت بخواهد ولی سلطان سلجوقی او را کمک نکرد و خلیفهٔ فاطمی شهر را تصرف کرد و دست آل عمار از حکومت کوتاه شد. (از دائرةالمعارف فارسی).
کلمات همقافیه با «بنوعمار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر