معنی بنواگرفتن
5 بازدید
[ بِ نَ گِ رِ تَ ] (مص مرکب) به گرو گرفتن : دو شخص را بنوا گرفت و به بردسیر فرستاد. (المضاف الی بدایع الازمان ص ۵۲). رجوع به نوا شود.
کلمات همقافیه با «بنواگرفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر