معنی بنمین
5 بازدید
[ بَ ] (اِ) بلغت زند و پازند پسر دختر است. و بجای تحتانی فوقانی هم بنظر آمده واللََّه اعلم. (برهان) (آنندراج) (از ناظم الاطباء). هزوارش بنمن، پهلوی پوس (پسر). (یوستی، بندهش ۹۰ از حاشیهٔ برهان چ معین).
کلمات همقافیه با «بنمین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر