معنی بنمشک
5 بازدید
[ ] (اِ) بطم. حبةالخضراء. (یادداشت بخط مؤلف بنقل از نزهةالقلوب). در حاشیهٔ لغت فرس اسدی چاپ اقبال ص ۲۸۵، دربارهٔ خنجک نوشته: «خنجک درختی است که در کوه بود و آنرا بتازی حبةالخضرا خوانند.» و در مهذب الاسماء حبةالخضراء را که نامهای دیگر عربی آن بطم و ضرو است، کلنگور ترجمه کرده و این لغت در هیچیک از فرهنگهای فارسی بدست نیامد. با توصیف فوق چنین بنظر میرسد که نام دیگر حبةالخضراء، بنمشک باشد.
کلمات همقافیه با «بنمشک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شک» برای سرودن شعر