معنی بنقد
5 بازدید
[ بِ نَ ] (ق مرکب) با پول حاضر آماده. و حاضر و موجود و فوراً و فی الفور و همین لحظه. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «بنقد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قد» برای سرودن شعر