معنی بند داشتن
5 بازدید
[ بَ تَ ] (مص مرکب) مقید بودن. گرفتار بودن : امیر محمد از صدر بزیر آمد و بند داشت... و ما وی را بدیدیم... و گریستن بر ما افتاد. (تاریخ بیهقی).
کلمات همقافیه با «بند داشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر