معنی بندگانه
5 بازدید
[ بَ دَ / دِ نَ / نِ ] (ص نسبی، ق مرکب) بنده وار. درخور بنده. همچون بنده : جواب آوردند سخت نیکو و بندگانه با بسیار تواضع و بندگی. (تاریخ بیهقی). پس چرا صدمرده اندر ورد او برنگردی بندگانه گرد او.مولوی.
کلمات همقافیه با «بندگانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر