معنی بندکشی
5 بازدید
[ بَ کَ / کِ ] (حامص مرکب) پر کردن درزهای آجرها و سنگهای نمای ابنیه با سیمان یا ساروج. (فرهنگ فارسی معین). عمل بند کشیدن. عمل فروکردن گچ میان دو آجر و پیوستن آن دو بیکدیگر.
کلمات همقافیه با «بندکشی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شی» برای سرودن شعر