معنی بندنیجی
9 بازدید
[ بَ دَ ] (ص نسبی) منسوب به بندیج است که شهری است در نزدیکی بغداد و بین این دو مکان در حدود ده فرسخ فاصله است و از آنجاست فضلا و فقها، از آن جمله ابونصر محمدبن هبةاللََّه بندنیجی. (لباب الانساب) (الانساب سمعانی).[ بَ دَ ] (اِخ) حسین بن عبیداللََّه بن یحیی فقیه، از اهل بغداد. او راست: «الجامع» و «الذخیره» در فقه. وی بسال ۴۲۵ هـ . ق . درگذشته است. (از اعلام زرکلی ج ۱ ص ۲۵۲).[ بَ دَ ] (اِخ) یمان بن ابی الیمان البندنیجی ضریر. شاعر، عارف به لغت. او از ابن السکیت و علماء بصریین و کوفیین علم فراگرفته و کتاب التفقیه و کتاب معانی الشعر و کتاب العروض از او است. (ابن الندیم).
کلمات همقافیه با «بندنیجی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جی» برای سرودن شعر