معنی بندنده
5 بازدید
[ بَ دَ دَ / دِ ] (نف) بندکننده. (فرهنگ فارسی معین). || (ن مف) در بیت زیر ظاهراً بسته و زنجیری معنی میدهد: گفت که دیوانه نه ای، لایق این خانه نه ای رفتم و دیوانه شدم، سلسله بندنده شدم. مولوی.
کلمات همقافیه با «بندنده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر