معنی بندخانه
5 بازدید
[ بَ نَ / نِ ] (اِ مرکب) زندان که ترجمهٔ سجن است. (آنندراج). بندی خانه. زندان. محبس. (فرهنگ فارسی معین) (از ناظم الاطباء): وحشی نداشت پای گریز از کمند عشق او را به بندخانهٔ هجران گذاشتیم. صائب (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «بندخانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر