معنی بنداق
6 بازدید
[ بَ ] (اِ) نوعی از کلاهی است که آنرا قلندران و درویشان بر سر نهند. (آنندراج) (شعوری ج ۱ ص ۱۷۱). یک قسم کلاهی دراز و شبیه بتاج که درویشان و قلندران می پوشند. (ناظم الاطباء). کلاهی دراز شبیه به تاجی که درویشان و قلنداران بر سر گذارند. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «بنداق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اق» برای سرودن شعر