معنی بنج
6 بازدید
[ بَ ] (اِ) دو زن را گویند که یک شوهر داشته باشند. (آنندراج) (انجمن آرای ناصری) (برهان). هوو. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). بنانج.[ بَ ] (اِ) رجوع به بزرالبنج و بنگ شود.[ بَ ] (ع مص) بازگردیدن به اصل خویش. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).[ بِ ] (ع اِ) اصل. (منتهی الارب) (آنندراج). اصل. ریشه. نژاد. نسب. (ناظم الاطباء). اصل بابونج. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). || و رجوع به نشوءاللغه شود. || شلتوک. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «بنج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نج» برای سرودن شعر