معنی بنت وردان
6 بازدید
[ بِ تُ وِ ] (ع اِ مرکب) سوسک سرخ. تسنه. گوگال. خبزدوک. خبزدو. سوسک سیاه. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). نوعی حشرهٔ سیاه که معروف است. ج، بنات وردان. (از المرصع). رجوع به یاقوت ج ۱ ص ۳۹۵ و لکلرک در شرح کلمهٔ ذراریح از ابن البیطار شود.
کلمات همقافیه با «بنت وردان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دان» برای سرودن شعر