معنی بنبل
7 بازدید
[ بَمْ بَ ] (اِ) ترشی باشد عموماً و سیب ترش خصوصاً. (برهان) (ناظم الاطباء) (انجمن آرای ناصری) (آنندراج). || خرچنگ. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «بنبل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بل» برای سرودن شعر