معنی بنادر
4 بازدید
[ بَ دِ ] (ع اِ) جِ بندر. (آنندراج) (غیاث اللغات). جِ عربی بندر. چنان که بنادر فارس. (یادداشت مرحوم دهخدا). بندرها. شهرهای واقع در بندر. (فرهنگ فارسی معین). رجوع به بندر شود.
کلمات همقافیه با «بنادر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «در» برای سرودن شعر