معنی بناتالنعشوار
5 بازدید
[ بَ تُنْ نَ ] (ق مرکب) مانند بنات النعش : بفرمود آن صنم تا آن بت چند بنات النعش وار از هم پراکند.نظامی. اکثری را طعمهٔ شمشیر آبدار و مسلک جمعیتشان را بنات النعش وار از هم پاشیده. (مجمل التواریخ گلستانه ص ۲۲). رجوع به بنات النعش شود.
کلمات همقافیه با «بناتالنعشوار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر