معنی بناتاللیل
5 بازدید
[ بَ تُلْ لَ ] (ع اِ مرکب) احلام. (از المرصع). هرآنچه در خواب بینند. || احتلام. (مهذب الاسماء) (منتهی الارب). || حادثهٔ شب. (منتهی الارب). || حادثه ای که در شب افتد. (مهذب الاسماء). || زنان. (المرصع). || منی. (از المرصع). || اهوال و شدائد. (المرصع). || جوش ها که بر پوست پدید آید هرگاه که مسام ظاهر تن بسته شود و پوست درشت گردد و طعام نیکو هضم نه افتد، اندر شبهای سرد درشتی و خارش و بثیره ها متعدد بر سطح تن پدید آید. آن را بنات اللیل گویند. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی).
کلمات همقافیه با «بناتاللیل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یل» برای سرودن شعر