معنی بمال و وامال
6 بازدید
[ بِ لُ ] (اِمص مرکب، از اتباع) (امر به مالیدن و بازمالیدن که به صورت اسمی و مرادف عمل مالش و ماساژ بکار رود): بعد از یک ساعت بمال و وامال بهوش آمد. (یادداشت مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «بمال و وامال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر