معنی بلگرامی
6 بازدید
[ بِ لِ ] (اِخ) غلامعلی حسینی واسطی، مشهور به آزاد. از شعرا و نویسندگان هند در قرن دوازدهم هجری. رجوع به غلامعلی آزاد در ردیف خود شود.[ بِ لِ ] (اِخ) (۱۱۰۱ - ۱۱۸۸ هـ . ق.). محمدبن عبدالجلیل بلگرامی از ادیبان هندی و از اهالی بلگرام. وی اشعاری به فارسی دارد. (از الاعلام زرکلی ج ۷ ص ۵۶ از ابجد العلوم).[ بِ لِ ] (اِخ) (۱۱۱۶ - ۱۱۷۲ هـ . ق.) محمدیوسف بن محمد اشرف حسینی واسطی بلگرامی. از فاضلان هندی و از اهالی بلگرام بوده است. او را اشعاری به فارسی و عربی می باشد. (از الاعلام زرکلی ج ۸ ص ۳۱ از سبحةالمرجان و ابجد العلوم).
کلمات همقافیه با «بلگرامی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «می» برای سرودن شعر