معنی بلکفد
6 بازدید
[ بُ کَ / بِ کِ ] (اِ) رشوت و پاره. (برهان). رشوت. (لغت فرس اسدی). رشوه و پاره که به قاضی و دیگران داده شود. (فرهنگ فارسی معین). بلکفت. بلکفته. بلکفده : بلحرب یار تو بْوَد از مرو تا نشابور سوگند خور که در ره بلکفد او نخوردی. بلعباس (از لغت فرس).
کلمات همقافیه با «بلکفد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فد» برای سرودن شعر