معنی بلوک گردش
6 بازدید
[ بُ گَ دِ ] (اِمص مرکب) گردیدن حاکم یا محصل خراج در آبادیهای بلوک قلمرو حکومت خود. بازدید حاکمی قراء و قصبات قلمرو حکومت خود را. (یادداشت مرحوم دهخدا). - بلوک گردش رفتن؛ رفتن حاکم به بلوکهای قلمرو خود برای بازدید. - بلوک گردشی؛ بلوک گردی. سرکشی از نواحی تابع حکومت خود.
کلمات همقافیه با «بلوک گردش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دش» برای سرودن شعر