معنی بلونی
5 بازدید
[ بُ ] (اِ) قسمی شیشهٔ کوچک مدور با گردنی دراز که عادةً سقطفروشان آب لیمو را در آن شیشه ها فروشند. شیشه یا سفال مدور به اندازهٔ هندوانهٔ خرد. قسمی شیشه برای ریختن مایع شبیه به هندوانهٔ کوچک، و گاهی از سفال. قسمی شیشهٔ مدور کوچک برای ترشیهای نادر چون انبه و غیره. شکلی از اشکال شیشهٔ جای شربت و آب لیمو و غیره. (یادداشت مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «بلونی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر