معنی بلوس

معنی بلوس

6 بازدید
[ بَ ] (اِ) فریب و خدعه. (برهان). به چرب زبانی کسی را فریفتن. (شرفنامهٔ منیری). || فروتنی. (برهان). فروتنی کردن. (شرفنامهٔ منیری). || (ص) شخصی که به چرب زبانی و فریبندگی مردم را از راه بیرون برد. (برهان). فریبنده که به چرب سخنی مردم را از راه برد. (اوبهی). اما ظاهراً کلمه در این معانی صفت مرکب (ب +لوس) باشد. رجوع به لوس شود.
[ بَ ] (اِ) فریب و خدعه. (برهان). به چرب زبانی کسی را فریفتن. (شرفنامهٔ منیری). || فروتنی. (برهان). فروتنی کردن. (شرفنامهٔ منیری). || (ص) شخصی که به چرب زبانی و فریبندگی مردم را از راه بیرون برد. (برهان). فریبنده که به چرب سخنی مردم را از راه برد. (اوبهی). اما ظاهراً کلمه در این معانی صفت مرکب (ب +لوس) باشد. رجوع به لوس شود.
[ بَ ] (اِخ) دهی از دهستان مشکین باختری، بخش مرکزی شهرستان مشکین شهر. سکنهٔ آن ۱۶۳ تن. آب آن از رودخانهٔ محلی موسوم به آب سیلاب و محصول آن غلات و حبوب است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).

کلمات هم‌قافیه با «بلوس»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وس» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید