معنی بلوردی
5 بازدید
[ بَ وِ ] (اِخ) دهی از دهستان چمچال، بخش صحنهٔ شهرستان کرمانشاهان. سکنهٔ آن ۳۵۰ تن. آب آن از رودخانهٔ گاماسیاب و محصول آن غلات، حبوب، چغندرقند و توتون است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «بلوردی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر