معنی بلورة
5 بازدید
[ بَ لْ لو رَ ] (ع اِ) واحد بلور. یکی بلور. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). رجوع به بلور شود. || (ص) الاعور البلورة؛ آنکه چشمانش برآمده باشد. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «بلورة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر