معنی بلوج
5 بازدید
[ بُ ] (ع مص) روشن شدن صبح. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). سپیده بدمیدن صبح. (المصادر زوزنی). بدمیدن سپیده. (تاج المصادر بیهقی). روشن شدن. ظهور. روشن شدن بامداد.
کلمات همقافیه با «بلوج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وج» برای سرودن شعر