معنی بلند ساختن
4 بازدید
[ بُ لَ تَ ] (مص مرکب) بلند کردن. بلند گردانیدن. بالا بردن : طَرّ؛ بلند ساختن بنا. (منتهی الارب). || مشهور کردن. معروف کردن. - بلند ساختن سخن کسی را؛ علو بخشیدن. بدرجهٔ اعتلا رسانیدن. مشهور و معروف کردن : دراز گرداند خدای تعالی زندگی او را... و گرامی دارد خطاب او را و بلند سازد سخن او را. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۳۱۹).
کلمات همقافیه با «بلند ساختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر