معنی بلندین
6 بازدید
[ بَ لَ ] (اِ) چوب بالایین در خانه. (برهان) (آنندراج). || چهارچوب در خانه. (برهان). پیرامن در بود و به زمان ما چهارچوب خوانند. (لغت فرس اسدی). پیرامن در. (صحاح الفرس) (اوبهی) (شرفنامهٔ منیری). آستانه : در او افراشته درهای سیمین جواهرها نشانده در بلندین.شاکر بخاری. سعادت همچو دولت پادشه را بود دایم ملازم بر بلندین. معیار جمالی (از فرهنگ فارسی معین). بَلَند. پلندین.
کلمات همقافیه با «بلندین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر