معنی بلندگو

معنی بلندگو

5 بازدید
[ بُ لَ ] (نف مرکب) بلندگوی. بلندگوینده. آنکه یا آنچه به صدای بلند سخن گوید. || (اِ مرکب) اسبابی که تغییرات جریان برق را در یک دستگاه مخابراتی تبدیل می کند به صوتی که برای شنیدن آن نیازی به اینکه اسباب را به گوش نزدیک کنیم نیست (برخلاف گوشی تلفن). هر رادیوی گیرنده دارای بلندگو است. ساختمان بلندگو اساساً مانند ساختمان گوشی تلفن است و مرکب از غشائی است (بشکل مخروطی از کاغذ سفت یا صفحه ای فلزی) که متصل به پیچه ایست که میتواند در میدان یک آهن ربای دائمی در امتداد محور خود حرکت کند. امواج رادیوئی باعث تولید جریان متغیر در پیچه میشوند و این جریان میدان مغناطیسی متغیری ایجاد می کند. در نتیجهٔ تأثیر متقابل این میدان با میدان آهن ربای دائمی بلندگو پیچه مرتعش میشود و سبب ارتعاش غشاء میگردد و این ارتعاشات ذرات هوای مجاور را مرتعش می کنند و تولید صوت می شود. بلندگو انواع دیگر نیز دارد و اسباب ساده ای که شرح آن گذشت معمولاً جزء دستگاه کاملتری برای تولید اصوات به نحو مطلوب می باشد. (دایرة المعارف فارسی). || آلتی است بشکل شیپور که برای انتقال صوت به مسافت دور بکار برند. (فرهنگ فارسی معین): جلو آنها بلندگو یا هت پارلور و پرده های متحرک اعلان میکردند. (سایه روشن صادق هدایت ص ۱۱). - بلندگوی برقی یا الکتریکی؛ میکرفون. (فرهنگ فارسی معین). رجوع به میکرفون شود. || که از جانب کسی یا مؤسسه ای بر سر جمع سخن گوید. سخنگوی شخص یا مؤسسه ای. (فرهنگ فارسی معین). - بلندگوی کسی بودن؛ زبان او بودن. بجای او سخن گفتن. و این تعبیر گاه در مقام طعن کسی بکار رود.

کلمات هم‌قافیه با «بلندگو»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «گو» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید