معنی بلندمحل
4 بازدید
[ بُ لَ مَ حَ / حَ ل ل ] (ص مرکب) دارای جا و مقام و درجه و وضع بلند. (ناظم الاطباء). بلندمرتبه. بلندمکان : زهی ز خدمت تو آسمان بلندمحل زهی ز سایهٔ تو آفتاب روی شناس. کمال اسماعیل (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «بلندمحل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حل» برای سرودن شعر