معنی بلندسالی
6 بازدید
[ بُ لَ ] (حامص مرکب) سالمندی. سالداری. (یادداشت مرحوم دهخدا). کِبَر، در عربی به زادبرآمدگی و بلندسالی را گویند. (از برهان).
کلمات همقافیه با «بلندسالی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر