معنی بلندبین
8 بازدید
[ بُ لَ ] (نف مرکب) بلندبیننده. کسی که همتش بزرگ است. بلندهمت. بلندنظر. (فرهنگ فارسی معین). || جاه طلب. (ناظم الاطباء). || دانای اسرار غیبی و صاحب کشف و کرامات. (ناظم الاطباء): ای سرمه کش بلندبینان دربازکن درون نشینان.نظامی.
کلمات همقافیه با «بلندبین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر