معنی بلندبالا

معنی بلندبالا

5 بازدید
[ بُ لَ ] (ص مرکب) بلند. بلندقامت. (ناظم الاطباء). دارای قامت بلند. آنکه قامتی کشیده دارد. بلنداندام. طویل القامة. بالابلند. جَبّار. طُرموح. عِبَّم. عِلطَوس. عَلهَب. عَوسَن. عَوهَق. غِدَفل. مِلواح : ملک زاده ای را شنیدم که کوتاه بود و حقیر و دیگر برادرانش بلندبالا و خوبروی. (گلستان). تو آن درخت گلی کاعتدال قامت تو ببرد قیمت سرو بلندبالا را.سعدی. ما تماشاکنان کوته دست تو درخت بلندبالایی.سعدی. هزار سرو به معنی به قامتت نرسد و گرچه سرو بصورت بلندبالائیست.سعدی. ز شوق نرگس مست بلندبالایی چو لاله با قدح افتاده بر لب جوئیم.حافظ. به روز واقعه تابوت ما ز سرو کنید که میرویم به داغ بلندبالایی.حافظ. بلندبالا ببالات آمدم من برای خال لبهات آمدم من شنیدم خال لبهات می فروشی خریدارم به سودات آمدم من. (از ترانه های رایج در شیراز). امتداد؛ بلندبالا شدن. (تاج المصادر بیهقی).

کلمات هم‌قافیه با «بلندبالا»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «لا» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید