معنی بلنجر
6 بازدید
[ بَ لَ جَ ] (اِخ) شهری است به خزر، پس باب الابواب. (منتهی الارب) (از مراصد). شهری است در بلاد خزر پشت باب الابواب، گویند عبدالرحمان بن ربیعه آن را فتح کرده است و برخی سلمان بن ربیعهٔ باهلی را فاتح آن دانند. (از معجم البلدان). شهری است از خزران با بارهٔ محکم و نعمت. (حدود العالم). شهر قدیم خزرها، بر رودی به همین نام، واقع در شمال گردنهٔ دربند یا باب الابواب، بر انتهای شرقی کوههای قفقاز، در داغستان حالیه. بقولی پیش از اتل پایتخت خزرها بود. در ۱۰۴ هـ . ق. بتصرف مسلمانان درآمد و ظاهراً بیشتر سکنه اش مهاجرت کردند. بعد از جنگ دوم اعراب با خزرها (۱۱۹ هـ . ق.) تقریباً نامی از آن دیده نمیشود. (از دایرة المعارف فارسی ). و رجوع به نخبةالدهر دمشقی ص ۲۶۳ شود: مسلمانان... به حصنی شدند از حصنهای خزریان که آن را بلنجر گویند... پس آن حصار بگرفتند و مهتر بلنجر با مقدار پنجاه هزار مرد بجست و به سمرقند شد و بلنجر بدست مسلمانان افتاد. (ترجمهٔ طبری بلعمی).
کلمات همقافیه با «بلنجر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جر» برای سرودن شعر