معنی بلمیر
6 بازدید
[ بُ ] (اِخ) دهی از دهستان ورزق، بخش داران شهرستان فریدن. آب آن از قنات و چشمه و محصول آن غلات و حبوب است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).
کلمات همقافیه با «بلمیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر